على گيلانى

35

مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )

مسهل دهند اين دارو بدهند پوست هليله يك مثقال باديان نيم مثقال تخم كاسنى يك مثقال تخم كرفس نيم مثقال و اين مجموع يك شربت است و كم زياده هم مىتوان كرد نافع باد دوائى كه بهندى آن را بندار تلخ گويند كه بغايت تلخ است بسايند آن را قريب دو مثقال بغايت نازك سائيده بر پنبه ريخته نزديك مقعد بدارند زمانى كه چون بوى رسد دانهاى بواسير بيرون آيند و در يك هفته متعفن شده بر طرف مىشود و اگر اندكى بر موضع بواسير رسانند قويتر عمل كند اما از ورم و وجع مقعد بغايت سخت كشيد تلافى آن بروغنى كه برنج در آن پخته باشند كنند و تقويت قلب و دفع اذيت آن بترياق و مثروديطوس و مفرح ياقوتى عرق بيدمشك و گلاب و دواء الملك و امثال ذلك كنند و در استعمال اين خطره است جز مردى ضعيف مزاج و پير تاب نخواهد آورد و ليكن در دفع بواسير بىنظيرست و كذلك بگيرند سك كه سم الفار باشد و بسايند و در شير خر بجوشانند و در وقت سائيدن و جوشيدن از غبار و بخار آن ملاحظه كنند و بعد از آن نگاه دارند و محجمه بر مقعد نمايند تا دانهاى بواسير بيرون آيد مقدار نصف نخودى بر سر دانه بواسير بمالند و احتياط كنند كه بجاى ديگر نرسد آن دانه دراز مىشود و هر روز يك مرتبه بمالند بر دانه بواسير كه در دو هفته يا سه هفته دراز مىشود و تنه آن باريك و خشك مىشود و مىافتد به غير اذيت و تقويت دل و دماغ با ادويه كه گفتم مىكرده باشند اگر همه دانه‌ها را يك بار علاج كنند بهتر است اين هر سه علاج مجرب است ليكن بملاحظه بايد علاج كردن و در بواسير خونى مجرب شده و در غير آن بطريق اولى و انفع خواهد بكردن اينجا درين فصل همين ده علاج است اسهال بواسير اين اسهال معده را ضعيف مىسازد و نفخى احداث